نقاشی ذهن

رد پاهای عبورم روی نقاشی ذهنت

برگ پاییزی ی زرده

برگ سرخی از خزونه

برگ صورتی درده

رنگ تابلوی نگاهم

برگی از یه فصل سرده

همه اشکه ،همه اهه

توی جاده ی غریبی

چشم خسته ام براهه

پشت واژه های رفتن

همه ی تنم سواله

که من از جنس کدوم رنگ توام ؟

واسه تصویرای ذهنت

تموم نگاه من شد

مات و محو رنگ بومت

که همیشه من اسیر و برده ی  ان همه اهنگ توام

 

 

/ 12 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بریدا

امیدوارم بهار احساست هم به زودی از راه برسه

دلشکسته

سلام خیلی خیلی ممنون که اومدید[گل] و بسیار ممنون از نظر دقیقتون[چشمک]

کوثر

سلام برام دعا کن امتحاناتم شروع شده

دلشکسته

*•~-[گل]تا چند زمین نهاد بودن/سیلی خور خاک و آب بودن[گل]-~•* *•~-[گل]چون باد دویدن از پی خاک/مشغول شدن به خار و خاشاک[گل]-~•* *•~-[گل]تا چند چو یخ فسرده بودن/در آب چو موش مرده بودن[گل]-~•* *•~-[گل]گردن چه نهی به هر قفابی/راضی چه شوی به هر جفایی[گل]-~•* *•~-[گل]چون شیر به خود سپه شکن باش/فرزند خصال خویشتن باش[گل]-~•* __________________________________________________________ [لبخند]دوستان آپم و منتظرتون[لبخند]

بی اسم

نمی توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پروز نکنند. اما می توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند.

saeed

پـــــــــــــــــــدر همون کسی هست که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته ولی بهت میگه به من تکیه کن و تو انگار کوه رو پشتت داری… ............... پيشاپيش روز پدر مبارك

نگین

سلام استاد وای که چقدر دلم واستون تنگ شده بود شعرتون خیلی عالی بود یه حسه عشق و جوانی توش بود

نيلوفر

سلام وبلاگ خوبي داري ممنون ميشه به وبلاگ من هم سري بزي و نظرتون بگيد.