حرفهای خط خطی

 

انچنان فریفته ی نگاه قلم شیوای تو شدم که زمستان با تمام سوز

 

 

وسرمای تند خویش از تنم رخت بر بست

 


بهار امد ،باور کن بهار امد

 


با همه ی رعناییش

 


با همه ی زیباییش

 


با همه ی ناز و دلفریبیش

 


وبا همه ی خمار امد


با خمار اسرار امیزی که از نگاهش چون الماس می درخشید و

 

دل می برد

 


ودل به راهش تپش هدیه می کرد و در امتداد نگاه قشنگش فرش عشق


را پهن می کرد

 


من فالنامه ی نگاه دلم را  با نیت خمار چشم تو باز کردم و به  فردای


خویش امیدوار گشتم

 

وقتی قلم من کفشهای خود را پوشید تا از میان این همه برف و سوز و



سرما راهی به دل بهاری تو باز کند می دانستم که دیگر بر نمی گردد



زیرا   دل راهی بدون بازگشت  را انتخاب نموده است

 


او رفته تا ترا بیابد ومن همچنان تنهای تنها بر انگشتانم چکش چانه را



می کوبم و ذره ذره بر زمین فرو می روم

 


ودل سفری را که بسوی تو اغاز نموده و فرشی از خواستن که زیر پای


تو باز نموده باز گشتی برایش متصور نیست

 

ومن همچنان تندیسی از قرون و سال و فصل گذشته هستم که چمباتمه



زده ام و   بر انگشتان دستم تکیه کرده ام  و به اینده ای موهوم و به دور


ودستها می نگرم

 

و نقش دلی را که هرگز بر نمی گردد بر روی برفهای تنم ترسیم می



سازم تا افتابی دیگر و اب شدنی ی دیگر

 

 

/ 7 نظر / 16 بازدید
دلشکسته

[گل]سلام خیلی عالی بود مثل همیشه[چشمک]

نگین(باران ستاره ها)

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت در شـــــام ولادت دو قــطب عالم / تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . . میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد[گل]

نگین(باران ستاره ها)

من فالنامه ی نگاه دلم را با نیت خمار چشم تو باز کردم و به فردای خویش امیدوار گشتم خیلی قشنگ و عالی بود ممنون وخسته نباشید[گل]

سراچه خیال

گاه دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم و حسرت ها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که این چنین دلتنگم دلتنگ ، دلتنگ زیبا بود موفق باشید[گل]

نگین(باران ستاره ها)

دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه ، هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه ، و اگر رفتی جای پات واسه همیشه میمونه![گل]

دلشکسته

....... ....ღ♥ღ ..ღ♥ღ ..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ .......................ღ♥ღ ...........ღ♥ღ...ღ♥ღ ...........ღ♥ღ ...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ ...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ ....................................................ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..............................@@................ღ♥ღ ..............................@@...............ღ♥ღ ................................................ღ♥ღ .......

مهسا

وقتی قلم من کفشهای خود را پوشید تا از میان این همه برف و سوز و سرما راهی به دل بهاری تو باز کند می دانستم که دیگر بر نمی گردد آفرین بر این همه نبوغ و احساس