ضمن عرض تبریک عید مبعث قطعه ی ذیل را تقدیم وامید که روزی
از مسلمانان واقعی انحضرت باشیم
(آخرین میراث الهام خد ایی)
حرف اول در زمان جاهلیت،دشنه بود
دست وپای هر تپش در سینه ی انسان
اسیر دشنه های تشنه بود
منطق مرد بیابان عرب شمشیر بود
حرف حق تنها به تصمیم کمان و تیر بود
حجله گاه دختران را خاک سرد گور بود
منطق و قانون عصر جاهلیت زور بود
هر کجا چاهی ،قناتی ،چشمه ای از آب بود
تیغ در فکر تصاحب دمبدم بی تاب بود
مهربانی دشنه بود و عاطفه دشنام بود
تیز تر تیغی که می برید بس خوشنام بود
آسمان مکه از رنگ قساوت تیره تر
روز و شب نوع بشر در خواب غفلت ،بی خبر
آسمان مکه در زنجیر شب ها دست و پا می زد
رهایی،همچو هرم آرزویی در دل شب دست به دامان دعا می زد
وندران ظلمت که چتر قیر گون شب به هر جا سایه گستر شد
ندای حق ، ردایی بر تن پاک محمد
آن امین حی داور شد
و انشب کوه و کوهستان ز سر تا ریشه می لرزید
که در غار حرا آنشب محمد در تب اندیشه می لرزید
حرا ، آن لحظه ها همچون صدف در سینه ی خود
گوهری پاک و توانا داشت
محمد آیت پاک رهایی ،در دل غار حرا جا داشت
طلوع آخرین میراث الهام خدایی بود
محمد انفجار نور ایمان الهی بود
حرا ، آرام و اما در درون آتشفشانی داشت
زبهر حاکمان زور و زر خط و نشان می کاشت
هوای مکه آنشب شور دیگر داشت
محمد از حرا تابید
برای رستگاریهای انسان، از خدا دستور دیگر داشت
ملایک در زمین مکه مهمان خدا بودند
همه در انتظار حکم و فرمان خدا بودند
زمین و آسمان مکه غرق نورباران بود
زمین پوشیده از عطر بهاران بود
قبایل همچنان در خواب ،اما در حرا تنها دل پاک محمد
هر دم و هر لحظه ای بی تاب
تو گویی در حرا آنشب قیامت شد-پیام حق زجبریل امین
انشب قرایت شد
"زجا برخیز-ندا بردار-لوای رستگاری را تو از این نقطه
از غار حرا بردار-تو قران را –پیام حق به انسان را قرایت کن"
"تو این فرزند آدم را ازین ظلمت،به سوی رستگاریها هدایت کن"
تو قران خدا را ،آیه آیه بر بشر بنما-تو با برهان این ایات
زکفر و شرک این گیتی اعلام برایت کن
زانسان رفع شر بنما ،رهی نو بر بشر بنما
تقدیم بر تمام آزادگان راه محمد(ص)